(سلطان عشق حسین ع)
آخ که دلم تنگه آقا یه بار منو دعا کن یه بار دیگه با رفقا راهی کربلا کن
«الهي» الهی!علمی که افراشتی نگونسار مکن و چون در آخر عفو خواهی کرد در اول شرمسار مکن. الهی!آمرزیدن مطیعان چه کار است و کرمی که همه را نرسد چه مقدر است؟ الهی!چون دریای عنایت تو موج زند،خیانت که پیدا آید و چون تو به چشم رحمت نگری گناه که نماید؟ الهی!آفریدی رایگان و روزی دادی رایگان،بیامرز رایگان که تو خدایی نه بازرگان. «الهی» می بینی و می دانی و بر آوردن می توانی.الهی!اگر ابلیس آدم را بد آموزی کرد گندم آدم را که روزی کرد؟الهی!چون حاضری چه جویم و چون ناظری چه گویم؟الهی!چون همه آن کنی که خود خواهی،پس از این بنده مفلس چه می خواهی.الهی!همه می خواهند که در تو نگرند و سعیده می خواهد که تو در وی نگری. «الهی» به حرمت آن نام که تو آنی و به حرمت آن صفات که چنانی،به فریادم رس که می توانی.الهی!چاشنی که دادی تمام کن و برقی که تابانیدی مدام کن و بدن ما را بر آتش حرام کن ودیدار خود در بهشت ما را دوام کن.الهی!نوازنده غریبان تویی و من غریبم ،دردم را دوا کن که تویی طبیبم،ای دلیل هر گمگشته. الهی!آنچه از آن ماست بر ما بگذرد ،الهی!همه از روز پسین ترسند و من از روز پیشین. «الهی» ما را گندم مده ونان ده و رز مده و انگور ده.الهی!دست سعیده به چرمی بسته،به که با خامی نشسته.الهی!تو مرا به جرم من مگیر و من تو را به کرم تو بگیرم زیرا که کرم تو«اظهر من الشمس»است و من با جرم خود ذره حقیرم. الهی!همه می ترسند که فردا چه خواهد شد و سعیده می ترسد که دی چه رفت.
| Design By : Night Skin |


