(سلطان عشق حسین ع)
آخ که دلم تنگه آقا یه بار منو دعا کن یه بار دیگه با رفقا راهی کربلا کن
سوز غم فاطمه زهرا(س) همیشه و همه جا در دل شیعه هست اما ... اما ایام فاطمیه که سر میزنه گویی خود مادر ، دست یکایک شیعیان رو میگیره.دست میگیره و میگه بیاید همپای یتیمان من ، همپای مولا علی(ع) بگریید.بیایید شما هم ناله تان را بلند سر دهید تا زینب ، تا ام کلثوم ، تا حسن و حسین مجبور نشوند دست به صورت خود بگذارند و بگریند و ... افسوس میخورم از اینکه اشک ریختنم هربار برای دستگیری تو بوده و هیچگاه لایق اشک ریختن از غم تو نبودم. و چه سخت است غمی دلت را آتش بزند و توان بیانش را نداشته باشی ... چه سخت است که ناله هایت را در سینه بنشانی و محروم از رها شدنشان گردانی ... آخر چگویه بگویم سوز غم تو را ، مادر !!! که حتی از روی تو شرمنده ام که مادر صدایت زنم ... دلم میخواهد سخت بگریم و کاش بودی ... تو بودی و می آمدی اشک غربت و انتظار را از چشم ترم می ربودی ... دلتنگم مادر !!! دستم بگیر ... و چه سخت دلتنگم !!! السلام علی الحسین وعلی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین وعلی اصحاب الحسین «الهي» الهی!علمی که افراشتی نگونسار مکن و چون در آخر عفو خواهی کرد در اول شرمسار مکن. الهی!آمرزیدن مطیعان چه کار است و کرمی که همه را نرسد چه مقدر است؟ الهی!چون دریای عنایت تو موج زند،خیانت که پیدا آید و چون تو به چشم رحمت نگری گناه که نماید؟ الهی!آفریدی رایگان و روزی دادی رایگان،بیامرز رایگان که تو خدایی نه بازرگان. «الهی» می بینی و می دانی و بر آوردن می توانی.الهی!اگر ابلیس آدم را بد آموزی کرد گندم آدم را که روزی کرد؟الهی!چون حاضری چه جویم و چون ناظری چه گویم؟الهی!چون همه آن کنی که خود خواهی،پس از این بنده مفلس چه می خواهی.الهی!همه می خواهند که در تو نگرند و سعیده می خواهد که تو در وی نگری. «الهی» به حرمت آن نام که تو آنی و به حرمت آن صفات که چنانی،به فریادم رس که می توانی.الهی!چاشنی که دادی تمام کن و برقی که تابانیدی مدام کن و بدن ما را بر آتش حرام کن ودیدار خود در بهشت ما را دوام کن.الهی!نوازنده غریبان تویی و من غریبم ،دردم را دوا کن که تویی طبیبم،ای دلیل هر گمگشته. الهی!آنچه از آن ماست بر ما بگذرد ،الهی!همه از روز پسین ترسند و من از روز پیشین. «الهی» ما را گندم مده ونان ده و رز مده و انگور ده.الهی!دست سعیده به چرمی بسته،به که با خامی نشسته.الهی!تو مرا به جرم من مگیر و من تو را به کرم تو بگیرم زیرا که کرم تو«اظهر من الشمس»است و من با جرم خود ذره حقیرم. الهی!همه می ترسند که فردا چه خواهد شد و سعیده می ترسد که دی چه رفت.
باران شدم وبه روي گل باريدم
گفتي كه ببوس روي نيلوفر را
از عشق تو گونه هاي او را بوسيدم
گفتي كه ستاره شو،دلي را روشن كن
من هم چو گل ستاره ها تابيدم
گفتي كه براي باغ دل پيچك باش
بر ياسمن نگاه تو پيچيدم
گفتي كه براي لحظه اي دريا شو
دريا شدم وتو را به ساحل ديدم
گفتي كه بيا و لحظه اي مجنون باش
مجنون شدم و زدوريت ناليدم
گفتي كه شكوفه كن به فصل پاييز
گل دادم و با تَرنُّمتْ روييدم
گفتي كه بيا و از وفايت بگذر
از لهجه ي بي وفاييت رنجيدم
گفتم كه بهانه ات برايم كافيست
معناي لطيف عشق را فهميدم
| Design By : Night Skin |


