(سلطان عشق حسین ع)
آخ که دلم تنگه آقا یه بار منو دعا کن یه بار دیگه با رفقا راهی کربلا کن
یه بیت برا امام حسین... اما خدایی با غرور اگر مرا رها کنی... تو را رها نمی کنم سر از تنم جدا کنی... چون وچرا نمی کنم خوش بود دلم به این یه بیت... اما یه شب خوابی دیدم تو خواب ورویا که بودم... حرف عجیبی شنیدم دوست قدیمیمو دیدم... که خدا رحمتش کنه میگفت میگم حرفی بهت... فکر نکنی حرف منه حرفی رو که میخوام بگم... حرف حسین سر جداست شعری که دائم میخونی... از بیخ وبن شعری خطاست نگو اگه رهام کنه ...او را رها نمیکنم بگو اگه رهاش کنم... منو رها نمیکنه بارها شده کردی رها ...امام حسین رو با گناه اما نکرد تو رو رها... شما رو برد کرببلا بارها شده که رفته اید ... از در خونش شما ها اما حسین بازم اومد... کشیدتون تو هیئتها یعنی میشه فقط یه بار... رو تل زینب بشینم پیاده از صحرا بیام... که کربلاتو ببینم یادش بخیر تو کربلا... چه حال خوبی بود شبها میون بین الحرمین ... حسین بودو عشق وصفا حالا بگو تو رو خدا ...از روی صدق واز صفا حسین تو رو کرده رها... یا تو شدی ازش جدا؟
| Design By : Night Skin |


