(سلطان عشق حسین ع)
آخ که دلم تنگه آقا یه بار منو دعا کن یه بار دیگه با رفقا راهی کربلا کن
یا مقلب القلوب والابصار یا مدبر الیل و النهار یا محول الحول والاحوال حوّل حالنا الی احسن الحال همزمان با ظهور اسلام، بسياري از سنن غلط همانند آتش پرستي و منع دفن مردگان از بين رفت ولي نوروز به عنوان يك جشن ملي باقي ماند. حتي پيشوايان ديني آن را حياتي دوباره بخشيدند و آن را به دعا و نيايش آراستند. دكتر شريعتي در اين باره ميگويد: اسلام، نوروز را جلاي بيشتري داد، شيرازه بست و آن را با پشتوانه اي استوار از خطر زوال در دوران مسلماني ايرانيان مصون داشت... نوروز كه با جان مليت زنده بود، روح مذهب نيز گرفت..
معلي بن خنيس ميگويد: در نوروز بر امام صادق(ع) وارد شدم، فرمود: اين روز را مي شناسي؟ عرض كردم قربانت گردم اين روزي است كه عجم آن را بزرگ مي شمرند و به يكديگر هديه مي دهند.. حضرت فرمودند: قسم به بيت عقيق كه در مكه است، اين نيست مگر به جهت امري قديم كه براي تو تفسير مي كنم... نوروز روزي است كه خداوند از انسان ها پيمان گرفت كه بندگي او را گردن گذارند و به پيامبرانش ايمان آورند و دستورهاي آنان را بپذيرند. آن نخستين روزي است كه خورشيد بتابيد و بادهاي باردهنده وزيدن گرفت و گياهان روييدن گرفتند. آن روزي است كه فرشته وحي بر پيامبر(ص) نازل گرديد و ابراهيم خليل(ع) بتها را درهم شكست. روزي است كه امام علي(ع) بت هاي روي خانه كعبه را به زير افكند و همچنين كشتي نوح پس از طوفان بر كوه جودي قرار گرفت و آن روزي است كه قائم ما در آن روز ظهور خواهد كرد.
و باز معلي بن خنيس از قول امام صادق (ع) نقل مي كند كه همانا نوروز روزي است كه پيامبر(ص) عهد و پيمان ها را براي اميرالمومنين(ع) گرفت و آن روزي است كه حضرت بر اهل نهروان پيروز شد.
در حديث صحيحي آمده است: پيامبري نيست مگر اين که سرزمين کربلا را زيارت کرده و به آن سرزمين خطاب کرده که ماه درخشندهاي را در تو دفن مينمايند.
وقتي کشتي نوح بر روي آب سير ميکرد به سرزميني رسيد که نوح از تلاطم شديد آن ترسيد که کشتي غرق شود. گفت:"طفت الدنيا و ما اصابني فرع مثل هذه الارض"؛ همه دنيا را دور زدم و مثل اين سرزمين، دلهره و نگراني به من دست نداد، جبرئيل نازل شد و گفت: "اينجا سرزمين کربلا و قتلگاه حسين عليه السلام فرزند آخرين پيغمبر خدا است." حضرت نوح و اصحابش براي مظلوميت آن حضرت گريه کردند و بر قاتلش لعن نمودند.
شيخ الانبياء، حضرت ابراهيم عليه السلام وقتي سوار بر اسب بود، از اين سرزمين ميگذشت، پاي اسبش لغزيد و از اسب زمين خورد و سرش شکست، گفت:"الهي ما حدث مني؟"؛ خدايا! چه لغزشي از من سر زده که اين چنين شد؟ به اراده الهي اسبش به سخن آمده و گفت: اين سرزمين کربلاست و فرزند آخرين پيامبر الهي را در اينجا ميکشند؛ به خاطر همدردي با خون پاک آن عزيز زهرا خون سرت جريان پيدا کرد.
حضرت فرمودند مرا به سرزميني سير دادند، که گفته ميشد اينجا کربلاست (سرزمين حزن و اندوه) "و اُريتُ فيهِ مَصرَعَ الحُسَينِ عليه السلام وَ اصحابه؛ و در آنجا قتلگاه فرزندم حسين و اصحاب با وفايش را به من نشان دادند، و در آنجا يک مجلس سوگواري و عزاداري برپا شد.
ابن عباس ميگويد: همراه حضرت علي عليه السلام در مسير صفين بودم، وقتي به دشت کربلا (ساحل فرات) رسيديم پياده شديم. ناگهان آن حضرت با صداي بلند گريه کردند و فرمودند: "يَابنَ عباس أتعرف هذا الموضع؟"؛ آيا اين سرزمين را ميشناسي؟ عرض کردم: نميشناسم. حضرت فرمودند: اگر مانند من ميشناختي از اينجا نميگذشتي مگر اين که مانند من گريه ميکردي ... اين را فرمودند و گريه زيادي کردند طوري که اشک از محاسن شريف آن حضرت جاري و بر سينه مبارکشان ميريخت. فرمودند: "اين سرزمين کربلاست، که محل شهادت حسينم و هفده نفر از نسل من و فاطمه زهرا سلام الله عليها ميباشد و مانند مکه و مدينه و بيت المقدس شناخته ميشود. استن حنانه از هجر رسول خوشم که جوهر عشق تو در سرشت من است محبت تو همان خط سرنوشت من است گناهکارم و از آستان قدس حسين کجا روم به خدا کربلا بهشت من است سلام دوستان عزیزم به حول و قوه الهی یه وبلاگ گروهی راه انداختیم از دوستانی که مایل به همکاری هستن خواهش میکنم در قسمت نظرات اعلام کنن منتظر یاری سبزتون هستیم اسم وبلاگمون اینه: او سلطان عشق بود جا گذاشت بسوز اى دل ، كه امروز اربعين است عزاى پور ختم المرسلين است مرام شيعه در خون ريشه دارد نگهبانى ز خط خون، چنين است پيام خون ، خطاب آتشين است بقاى دين ، رهين اربعين است كه تاريخ پر از خون و شهادت سراسر اربعين در اربعين است قیامت بی حسین غوغا ندارد شفاعت بی حسین معنا ندارد حسینی باش تا فردا نگویند برو پرونده ات امضاء ندارد شرف معیار ایثار حسین است هدف آمال و افکار حسین است حسین معنای عشق و دلربائیست خوشا زینب که دلدار حسین است گنهکاران امت را بگوئید که بخشیدن فقط کار حسین است به بیمار میان خیمه سوگند جهان بیمارٍ بیمارٍ حسین است مکن تکیه به دیوار خلایق کرم در پشت دیوار حسین است اگر خواهی تو کالای محبت بیا اینجا که بازار حسین است بدان علت تماشائیست محشر علم دست علمدار حسین است
مقام امام حسين عليه السلام در روايات
حضرت نوح در کربلا
حضرت ابراهيم در کربلا
حضرت خاتم الانبياء محمد مصطفي صلوات الله عليه در کربلا
حضرت سيد الاوصياء اميرالمومنين علي عليه السلام در کربلا
ناله مي زد همچو ارباب عقول
گفت پيغمبر چه خواهي اي ستون
گفت جانم از فراغت گشت خون
مسندت من بودم از من تاختي
برسر منبر تو مسند ساختي
گفت خواهي كه تورا نخلي كنند
شرقي و غربي زتو ميوه چنند
يا در آن عالم حقت سروي كند
تا تر وتازه بماني تا ابد
گفت آن خواهم كه دايم شد بقاش
بشنو اي غافل كم از چوبي مباش
آن ستون را دفن كرد اندر زمين
تاچو مردم حشر گردد يوم دين
استن : ستون
حنين : ناله و زاري ، شيون
حنانه : ناله كننده
استن حنانه : ستون ناله كننده ، ستون شيون كننده
هجر : هجران ودوري
ارباب عقول : صاحبان عقل ،صاحبان خرد ، خردمندان ، عاقلان
مسند :تكيه گاه ، جايگاه
چنند : چينند ،بچينند
در آغاز اسلام ، حضرت محمد صلی الله علیه و آله بعد از نماز بر یکی از ستونهای مسجد تکیه میداد و مردم را موضعه می فرمود: و چند سال به همین منوال گذشت تا اینکه روزی یکی از زنان صحابه به آن حضرت عرض کرد : پسرم نجار است ، اجازه بفرمایید منبری بسازد تا همه صحابه از جمال شما بهره گیرند . حضرت اجازه دادند و او منبری برای پیامبر ساخت که سه پله داشت .
وقتی پیامبر بالای آن منبر رفتند و بر عرشه منبر قرار گرفتند آن ستونی که پیامبر به آن تکیه میدادند مانند بچه شتری که بچه خود را گم کرده باشه به ناله در آمد. به همین خاطر آن ستون به ستون "حنانه" معروف شد

و برای اثبات عشقش سرش را در سجده گاه
حال خاک کوی او محل سجده ماست .




| Design By : Night Skin |


